سیماى آخرین پیامبر خدا حضرت محمد (ص) در قرآن، تورات و انجیل
الذین یتبعون الرسول النبى الامى الذى یجدونه مكتوبا عندهم فى التوراة و الانجیل. (اعراف/157) .
ایمان و اعتقاد به پیامبران سلف یكى از اركان اعتقادى اسلام است كه در آیات مكررى از قرآن مجید به آن اشاره شده است و تأكید شده كه مسلمانان باید به تمام پیامبران خدا ایمان آورده و میان آنان تفاوتى قائل نباشند: «قولوا آمنا بالله و ما انزل الینا و ما انزل الى ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و الاسباط و ما اوتى موسى و عیسى و ما اوتى النبیون من ربهم لانفرق بین احد منهم و نحن له مسلمون» (1) بگویید، ما به خدا ایمان آوردهایم و به آنچه به ما نازل شده و به آنچه بر ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یعقوب و اسباط نازل شده و به آنچه به موسى و عیسى و پیامبران دیگر از طرف پروردگار داده شده است و ما هیچ فرقى میان آنها نمىگذاریم و در برابر فرمان خدا تسلیم هستیم.
بنابراین، پیامبران یك رشته واحدى را تشكیل مىدهند كه با همه اختلافات فرعى و شاخهاى، حامل یك پیام و وابسته به یك مكتب بودهاند. پیامبران پیشین مبشر پیامبران پسین بوده و پسینیان مؤید و مصدق پیشینیان بودهاند.
قرآن مجید تصریح مىكند كه خداوند متعال با پیمانى كه از همه انبیاى عظام گرفته، آنها را مكلف كرده است كه وقتى پیامبرى آمد كه حقیقت آنها را تصدیق و كتابهایشان را به گواهى درست شهادت داد، به او ایمان آورده و آن حضرت را یارى كنند:
«و اذ اخذ الله میثاق النبیین لما آتیتكم من كتاب و حكمة ثم جائكم رسول مصدق لما معكم لتؤمنن به و لتنصرنه» (2) هنگامى كه خداوند پیمان مؤكد از پیامبران گرفت كه هرگاه كتاب و حكمت به شما دادم سپس پیامبرى به سوى شما آمد كه آنچه را با شماست تصدیق مىكند، به او ایمان بیاورید و او را یارى كنید.
امیرالمؤمنین (ع) در اولین خطبه نهج البلاغه پس از اشاره به خلقت عالم و آدم چنین مىفرماید : «پس خداوند پیغمبرانش را در میان مردم برانگیخت و ایشان را با فواصل معینى پى در پى فرستاده تا از آنان عهد و پیمان خداوند را كه عمل بر وفق پیمان و فطرتشان بود بخواهند و نعمت فراموش شده خداوند را كه توحید فطریشان است به یادشان آورند و از راه تبلیغ با برهان و حجت با ایشان گفتگو كنند. و خداى تعالى بندگان را از پیغمبر فرستاده شده، كتاب نازل شده، برهان قاطع و راه استوار محروم نكرده است...» پیامبرانى بودند از پیش كه نام پیغمبر آینده به آنان گفته شده و یا از بعد كه پیغمبر قبلى او را معرفى كرده است. (3)
البته زمینه ظهور پیامبران از زمانهاى دور دست (از ازل) پیشبینى شده كه یك سلسله حوادث تاریخى در طول زندگى انسانها موجب ظهور آنان در مقاطع مختلف زمان گردیده است. به همین لحاظ است كه در منابع اسلامى اشاراتى هست كه خلقت پیامبر عظیم الشأن اسلام منحصر به زمان تولد ظاهرى آن حضرت نبوده بلكه وجود مقدسش سابقه در علم خداوندى دارد: «كنت نبیا و آدم بین الماء و الطین» (4) من پیغمبر بودم در حالى كه حضرت آدم (ع) بین آب و گل بود.
درباره بشارات مربوط به انبیا باید دانست كه نامهایى كه پیامبران به آن خوانده شدهاند كلا اسامى خاص نبوده بلكه آنان را گاهى به نام و گاهى به صفت توصیف كردهاند، چنان كه قرآن كریم به هر دو شكل معرفى، درباره حضرت محمد (ص) از نظر توراة و انجیل اشاره كرده است: «الذین یتبعون الرسول النبى الامى الذى یجدونه مكتوبا عندهم فى التوراة و الانجیل ...» (5) آنان كه پیروى مىكنند از پیامبر نبى امى كه نام و بشارت او را نزد خود در توراة و انجیل مىیابند.
ظاهر آیه شریفه دلالت دارد بر اینكه صفات: رسول، نبى و امى براى حضرت محمد (ص) در آن كتابها مكتوب و مدون است. و نیز قرآن گوید: «و اذ قال عیسى بن مریم یا بنى اسرائیل انى رسول الله الیكم مصدقا لما بین یدى من التوراة و مبشرا برسول یأتى من بعدى اسمه احمد» (6) . هنگامى كه عیسى بن مریم به بنى اسرائیل گفت كه من همانا رسول خدا به سوى شما هستم و حقانیت كتاب توراة را كه در مقابل من است تصدیق مىكنم و نیز شما را مژده مىدهم كه بعد از من رسول دیگرى مىآید كه نامش احمد است.
ادامه مطلب...



