بسم رب الحسین
سلام بر ولی خداودوستش
سلام بر خلیل خدا وبرگزیده اش
سلام بر حسین مظلوم شهید
سلام بر اسیر گرفتاریها وکشته برای اشکها
شهادت میدهم که تو امین خدایی وزاده امین او هستی
شهادت میدهم که تو به عهد خود با خدا وفاکردی
وجهاد کردی در راهش تا اینکه به یقین رسیدی
خدا قاتلان تو را لعنت کند
ولعنت کند خدا هر که به توستم کرد
ولعنت کند خدا مردمی را که شنیدند آنرا وپسندیدند
خدایا من تورا گواه میگیرم که؛
من دوست هر کسی هستم که دوست اوست
ودشمن آن کسی هستم که دشمن اوست...

امام حسن عسگری (ع) می فرماید :"از علامتهای مؤمن پنج چیز است؛
بجا آوردن پنجاه ویک رکعت نمازفریضه ونافله در شبانه روز،
زیارت اربعین،
انگشتر بر دست راست کردن،
پیشانی را در سجده بر روی خاک گذاشتن وبسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن." 
حالا بهترین وقته که در ایام اربعین به کاروان کربلاییان ملحق بشیم.
فقط مواظب باشیم جا نمونیم.خودمون حیف میشیم.
اگر با این کاروان دلهامون رو همراه کنیم وقلبا وعملا هم نشون بدی که دوستشون داری واز دشمنانشون بیزاریم، مطمئن باشیم نمیگذارن هیچ گره ی کوری توی زندگیمون باقی بمونه.
اگر بخواهیم با سیدالشهدا(ع) ،امام سجاد(ع) حضرت ابالفضل(س)،حضرت زینب(س)، حضرت رقیه (س) و... همراه بشیم، باید شکیبا باشیم.
خنده کنان می رود روز جزا در بهشت
آنکه به دنیا کند گریه برای حسین
چرا فقط برای امام حسین علیهالسلام روز اربعین تعیین شده و برای امامان دیگر و حتی پیامبر اكرم صلیاللَّهعلیهوآله، مراسم روز اربعین نداریم؟
برای توضیح جواب این سؤال، به این مطالب توجه كنید:
۱) فداكاریهای امام حسین علیهالسلام، دین را زنده كرد و نقش او در زنده نگه داشتن دین اسلام، ویژه و حائز اهمیت است. این فداكاریها را باید زنده نگه داشت؛ چون زنده نگه داشتن دین اسلام است. گرامیداشت روز عاشورا و اربعین، در حقیقت زنده نگه داشتن دین اسلام و مبارزه با دشمنان دین است.
۲) مصیبت حضرت امام حسین علیهالسلام، برای هیچ امام و پیامبری پیش نیامده است. مصیبت امام حسین علیهالسلام، از همه مصیبتها بزرگتر و سختتر بود. اگر عامل دیگری هم در كار نبود، همین عامل كافی است كه نشان بدهد چرا برای امام حسین علیهالسلام بیش از امامان دیگر و حتی بیش از پیامبر اسلامصلیاللَّهعلیهوآله عزاداری میكنیم و مراسم متعددی برپا میكنیم.
۳) در ماه محرم سال ۶۱ق. امام حسین علیهالسلام، فرزندان، خویشان و یاران آن حضرت را كشتند و اسیران كربلا را به كوفه و شام بردند و همین اسیران داغدیده، روز اربعین شهادت امام حسین علیهالسلام و یارانش، به كربلا رسیدند و همه مصائب روز عاشورا در آن روز تجدید شد و آن روز، روز سختی برای خاندان پیامبر بود.
۴) دشمنان اسلام با به شهادت رساندن امام حسین علیهالسلام، قصد نابود كردن دین اسلام را داشتند. دشمنان امام حسین علیهالسلام تلاش كردند تا حادثه كربلا، به كلی فراموش شود و حتی كسانی را كه برای زیارت امام حسین علیهالسلام میآمدند، شكنجه میكردند و میكشتند. در زمان متوكل عباسی، همه قبرهای كربلا را شخم زدند؛ مزرعه كردند و مردم را از آمدن برای زیارت قبر امام حسین علیهالسلام، منع كردند. شیعیان هم برای مقابله با اینها، از هر مناسبتی استفاده میكردند كه یكی از این مناسبتها، حادثه روز اربعین است.
۵) یكی از نشانههای مؤمن، زیارت امام حسین علیهالسلام در روز اربعین است. از حضرت امام حسن عسكری علیهالسلام روایت شده است كه علامتهای مؤمن پنج چیز است؛ پنجاه و یك ركعت نماز فریضه و نافله در شبانهروز، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست كردن، پیشانی بر خاك نهادن در سجده و بسم الله را بلند گفتن۱ و یكی از وظایف شیعیان را اهتمام به زیارت اربعین بر شمردهاند.
شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص ۵۴۵.
گزيده بيانات رهبر معظم انقلاب پيرامون اربعين حسينی
اولين شكوفههاى عاشورايى
اربعين هم خود يك فروردين ديگر است. اولين شكوفههاى عاشورايى در اربعين شكفته شد. اولين جوششهاى چشمهى جوشان محبت حسينى - كه شطّ هميشه جارى زيارت را در طول اين قرنها به راه انداخته است - در اربعين پديد آمد. مغناطيس پُرجاذبهى حسينى، اولين دلها را در اربعين به سوى خود جذب كرد؛ رفتن جابربنعبداللَّه و عطيّه به زيارت امام حسين(ع) در روز اربعين، سرآغاز حركت پُربركتى بود كه در طول قرنها تا امروز، پيوسته و پىدرپى اين حركت پُرشكوهتر، پُرجاذبهتر و پُرشورتر شده است و نام و ياد عاشورا را روزبهروز در دنيا زندهتر كرده است.
پيام نوروزی رهبر معظم انقلاب 1/1/85
يا حسين، يا حسين، يا حسين!
در روز اربعين هم، بعد از آن روزهاى تلخ و آن شهادت عجيب، اولين زائران اباعبداللَّهالحسين عليهالسّلام بر سر قبر امامِ معصومِ شهيد جمع شدند. از جمله كسانى كه آن روز آمدند، يكى «جابربنعبداللَّه انصارى» است و يكى «عطيةبن سعد عوفى» كه او هم از اصحاب اميرالمؤمنين عليهالسّلام است. جابربنعبداللَّه از صحابهى پيامبر و از اصحاب جنگ بدر است؛ آن روز هم علىالظّاهر مرد مسنّى بوده است؛ شايد حداقل شصت، هفتاد سال از سنين او - بلكه بيشتر - مىگذشته است. اگر در جنگ بدر بوده، پس لابد قاعدتاً در آن وقت بايد بيش از هفتاد سال سن داشته باشد؛ ليكن «عطيه» از اصحاب اميرالمؤمنين عليهالسّلام است. او آن وقت جوانتر بوده؛ چون تا زمان امام باقر هم «عطيةبن سعد عوفى» علىالظّاهر زندگى كرده است. «عطيه» مىگويد: وقتى به آنجا رسيديم، خواستيم به طرف قبر برويم، اما اين پيرمرد گفت اول دم شطّ فرات برويم و غسل كنيم. در شطّ فرات غسل كرد، سپس قطيفهاى به كمر پيچيد و قطيفهاى هم بر دوش انداخت؛ مثل كسى كه مىخواهد خانهى خدا را طواف و زيارت كند، به طرف قبر امام حسين عليهالسّلام رفت. ظاهراً او نابينا هم بوده است. مىگويد با هم رفتيم، تا نزديك قبر امام حسين عليهالسّلام رسيديم. وقتى كه قبر را لمس كرد و شناخت، احساساتش به جوش آمد. اين پيرمرد كه لابد حسينبنعلى عليهالسّلام را بارها در آغوش پيامبر ديده بود، با صداى بلند سه مرتبه صدا زد: يا حسين، يا حسين، يا حسين!
خطبههاى نماز جمعهى تهران 14/3/78
واقعهى جوشان، زنده و مشتعل عاشورا
اساساً اهميت اربعين در آن است كه در اين روز، با تدبير الهى خاندان پيامبر(ص)، ياد نهضت حسينى براى هميشه جاودانه شد و اين كار پايهگذارى گرديد. اگر بازماندگان شهدا و صاحبان اصلى، در حوادث گوناگون - از قبيل شهادت حسينبنعلى(عليهالسّلام) در عاشورا - به حفظ ياد و آثار شهادت كمر نبندند، نسلهاى بعد، از دستاورد شهادت استفادهى زيادى نخواهند برد... اگر زينبكبرى(سلاماللَّهعليها) و امام سجّاد(صلواتاللَّهعليه) در طول آن روزهاى اسارت - چه در همان عصر عاشورا در كربلا و چه در روزهاى بعد در راه شام و كوفه و خود شهر شام و بعد از آن در زيارت كربلا و بعد عزيمت به مدينه و سپس در طول سالهاى متمادى كه اين بزرگواران زنده ماندند - مجاهدات و تبيين و افشاگرى نكرده بودند و حقيقت فلسفهى عاشورا و هدف حسينبنعلى و ظلم دشمن را بيان نمىكردند، واقعهى عاشورا تا امروز، جوشان و زنده و مشتعل باقى نمىماند.
بيعت گروهی از اقشار مختلف مردم 29/6/68
ياد حقيقت و خاطرهى شهادت
به همان اندازه كه مجاهدت حسينبنعلى(عليهالسّلام) و يارانش به عنوان صاحبان پرچم، با موانع برخورد داشت و سخت بود، به همان اندازه نيز مجاهدت زينب (عليهاالسّلام) و مجاهدت امام سجّاد(عليهالسّلام) و بقيهى بزرگواران، دشوار بود. البته صحنهی آنها، صحنهى نظامى نبود؛ بلكه تبليغى و فرهنگى بود. ما به اين نكتهها بايد توجه كنيم. درسى كه اربعين به ما مىدهد، اين است كه بايد ياد حقيقت و خاطرهى شهادت را در مقابل طوفان تبليغات دشمن زنده نگهداشت. شما ببينيد از اول انقلاب تا امروز، تبليغات عليه انقلاب و امام و اسلام و اين ملت، چه قدر پرحجم بوده است. چه تبليغات و طوفانى كه عليه جنگ به راه نيفتاد جنگى كه دفاع و حراست از اسلام و ميهن و حيثيت و شرف مردم بود. ببينيد دشمنان عليه شهداى عزيزى كه جانشان - يعنى بزرگترين سرمايهشان - را برداشتند و رفتند در راه خدا نثار نمودند، چه كردند و مستقيم و غيرمستقيم، با راديوها و روزنامهها و مجلهها و كتابهايى كه منتشر مىكردند، در ذهن آدمهاى سادهلوح در همه جاى دنيا، چه تلقينى توانستند بكنند. اگر در مقابل اين تبليغات، تبليغات حق نبود و نباشد و اگر آگاهى ملت ايران و گويندگان و نويسندگان و هنرمندان، در خدمت حقيقتى كه در اين كشور وجود دارد، قرار نگيرد، دشمن در ميدان تبليغات غالب خواهد شد. ميدان تبليغات، ميدان بسيار عظيم و خطرناكى است.
بيعت گروهی از اقشار مختلف مردم 29/6/68
یارب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهورالحجت(عج)
به مناسبت دهه فجر انقلاب اسلامی حماسه، شعر و شور و شعور
انقلاب اسلامی یکی از نعمتهاو الطاف خدای مهربان به ما ایرانیان است که اگر این نعمت رو شکر نکنیم و قدرش رو ندانیم ناسپاسی بزرگی کرده ایم.
ما جوونها خدا رو شکر می کنیم که در هوای انقلاب اسلامی نفس می کشیم .
ترجیع بند اکثر شعارهای مردم به جان آمده از ستم و طاغوت، " مرگ بر شاه" بود و می دانستند که " تا شاه کفن نشود، این وطن وطن نشود" آنان با شعارهای متعددی نفرت از طاغوت را به نمایش می گذاشتند:
" مرگ بر این سلطنت پهلوی"
" توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد" "شاه بجز خودکشی راه دگر ندارد"
" ایستادن در صف نفت حالا دیگه حرام است" " لباس گرم بپوش که کار شاه تمام است"
" مردم! رفتن شاه یه حقه سیاسی است!" " گول نخورید نهضت ما اساسی است"
" نظام شاهنشاهی نابود باید گردد"
" زندگی مصرفی معادل بردگی است"
" نظام شاهنشاهی مظهر هر فسادیست"
" شاه باید برگردد" " اعدام باید گردد"
" مرگ بر این سلطنت پر فریب"
" مردم ما بیدارند، از سلطنت بیزارند"
مردم از سویی نفرت و انزجار خود را از استبداد و طاغوت به نمایش می گذاشتند و از سوی دیگر، اهداف متعالی خود را نیز به جهانیان اعلام می کردند، آنان با شعارهایی چون:
- "الله اکبر"
- "لا اله الا الله"
-" یا حسین!"
- "حسین جان، حسین جان!" "راهت ادامه دارد"
- "نهضت ما حسینیه" "رهبر ما خمینیه"
ماهیت دینی و مذهبی قیام خود را متجلی می کردند و حرف دل خود را چنین بیان می کردند:
" پرچم، پرچم، پرچم خونین قرآن" " در دست مجاهد مردان"
" تا خون مظلومان به جوش است" " آوای عاشورا به گوش است"
" هر کس که عدالت خواه است" " از عدل علی آگاه است"
" این منطق ثارالله است" " باید به هم یاری نمائیم"
" فتح اسلام در جهاد است" " فتح مسلمان در اتحاد است"
با صراحت و قاطعیت و اطمینان و ایمان کامل می گفتند:
" کار شاه تمام است" " خمینی امام است"
" استقلال و آزادی"
" جمهوری اسلامی "
" آخرین کلام است"
رهبری امام خمینی(س) برجسته ترین نقطه قیام مردم در سال 57 بود. او کانون توجه عموم مردم و محور حرکت چرخهای انقلاب بود و همه تنها گوش به فرمان او بودند و در مسیری حرکت می کردند که رهبر محبوبشان ترسیم می کرد. این مسئله در شعارهای پرشور مردم بخوبی نمایان بود که:
- "الله اکبر، خمینی رهبر"
- " تا خون در رگ ماست، خمینی رهبر ماست"
- "نهضت ما حسینیه، رهبر ما خمینیه"
- "ما همه سرباز توایم خمینی، گوش به فرمان توایم خمینی "
- "حزب فقط حزب الله، رهبر فقط روح الله"
یا
- "خمینی آزاده، پیام عالی داده " " که نهضت ما قطعی است"
" پیروزی ما حتمی است" " اگر نمایی تو استقامت"
" سکوت بیجا بود خیانت"
" برو تو ای بیگانه" " مگو دگر افسانه" " که رهبر ما باشد" " خمینی فرزانه" " بود به مهدی مرید و نایب" " شود بزودی امیر و غالب"
یا می گفتند:
" مجاهد بت شکن" " خمینی قهرمان" " فرموده است اینچنین" " به ملت مسلمان" " بهترین عبادت" " به نزد خداوند" " مرگ بر شاه، مرگ بر شاه"
هر راهپیمایی نهایتا به درگیری با نیروهای تا بن دندان مسلح رژیم می انجامید و جوانان بسیاری چون لاله پرپر می شدند ولی هر گلی که پرپر می شد، گلی دیگر می شکفت و روزی دیگر و تظاهراتی دیگر در راه بود، مردم پیکر جوانان شهید خود را به دوش می گرفتند و دردمندانه می سرودند:
" ای شاه خائن آواره گردی" " خاک وطن را ویرانه کردی" " کشتی جوانان وطن، آه و واویلا" " کردی هزاران تن کفن ، آه و واویلا" " مرگ بر شاه، مرگ بر شاه"
" ای شهید حق آیم به سویت" " بهشت موعود در پیش رویت"
" مادر ندیده روی تو، الله اکبر" " پدر نشسته سوگ تو، الله اکبر"
" مرگ بر شاه، مرگ بر شاه"
" زنده و جاوید باد یاد شهیدان ما"
یا می گفتند:
" خون گرفته ایران را " " قزوین و خراسان را" " کشتند جوانان را" " حامیان قرآن را" " مرگ بر این شاه، مرگ بر این شاه!"
با اینکه مزدوران سنگدل رژیم شاه، به امر فرماندهان خود رگبار مسلسل را بی محابا بر روی مردم بی سلاح می گشودند ولی ذره ای ترس از کشته شدن در دل پیر و جوان و زن و مرد نبود. خطاب به رهبر محبوب خود فریاد می زدند:
" خمینی عزیزم، بگو تا خون بریزم"
" از جان خود گذشتیم" " با خون خود نوشتیم"
" یا مرگ یا خمینی"
در برابر تفنگ دژخیمان سینه را سپر می کردند و با خشم انقلابی خطاب به آنان فریاد می زدند:
" می کشم، می کشم آنکه برادرم کشت"
" توپ، تانک، مسلسل، دیگر اثر ندارد" " حکومت نظامی دیگر ثمر ندارد"
" به مادرم بگویید، دیگر پسر ندارد"
" اگر به کشتار خلق ادامه دهد این شاه"
" جنگ مسلحانه به یاری روح الله" " سلطنت واژگون" " شاه را سرنگون" " مرگ بر شاه، مرگ بر شاه"
" توپ، تانک، مسلسل، دیگر اثر ندارد" " شاه بجز خودکشی راه دگر ندارد"
" وای اگر خمینی حکم جهادم دهد"
" ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد"
" رهبرا رهبرا! ما را مسلح کنید"



