.jpg)
سلام بر حسین کسی که به خونش جانش را ارزانی داشت.
سلام بر کسی که در پنهان وآشکارش خداوند را فرمان برد.
سلام بر آغشته به خون.
سلام بر غریب غریبان.
سلام بر شهید شهیدان.
سلام بر کسی که فرشتگان آسمان بر او گریستند.
سلام بر سکونت یافته کربلا.
سلام بر بدنهای به غارت رفته .
وسلام ...
(فرازهایی از زیارت ناحیه مقدسه)

گوشه ای از شاخصه های وجودی اباعبدالله الحسین علیه السلام:
ظلم ستيزي :
مبنای حركت وقیام اباعبدالله الحسین علیه السلام ، اجراي حق و عدالت و عمل به كتاب خدابوده است اواز طرفی با ظلم و استعمار به مبارزه بر خواسته و با ستمگر به ستيزه برمی خیزد و خود نيز زير بار ظلم نميرود .
امیرالمومنین علی علیه السلام در عين حال كه خود نيز ظلم ستيز بودند به فرزندان خود نيز اينچنين سفارش ميفرمودند كه : « و كونا للظالم خصما و للمظلوم عونا »؛ « و دشمن ستمگر و ياور ستمديده باشيد » (نهج البلاغه نامه ،47 ، وصيت نامه امام)
امير المومنين علي عليه السلام در گفتاري حكيمانه ، نشانههاي ظالم را چنين توصيف ميفرمايند : « للظالم من الرجال ثلاث علامات : يظلم من فوقد بالمعصية و من دونه بالغبة و يظاهر القوم الظلمة »2؛ « مردم ستمكار را سه نشان بُود : بر آنكه برتر و بالاتر از اوست با نافرماني ستم كند ( و بيانضباطي او ، نشان ظلم به مافوق است ) و بر آنكه فروتر و پايينتر از اوست به آزار رساني و چيرگي ، ظلم كند و ستمكاران را يار و پشتيبان باشد .»
ظلم، نهادن چيزي است در جاي نامناسب خود و لذا به هر شخص مخالف حق، متجاوز مترف ظالم و ستمگر گفته ميشود. پس هركس نافرماني خدا را كند و يا به بندهاي از بندگان خدا كلام و عملي را نسبت بدهد كه حقيقت نداشته باشد، يا شخص محترمي را مورد اهانت قرار دهد و يا به ضعيف و ناتواني زور بگويد، مصداق ستمگر خواهد بود .
حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام به عنوان بزرگترين الگوي ظلم ستيزي در تاريخ در يكي از خطابههاي خويش در منزلي از سرزمين عراق در حالي كه در مسير قيام شكوهمند خود قرار داشتند چنين فرمودند : « مردم ! همانا رسول خدا صلي الله عليه و آله فرموده است : « هركس حاكم ستمگري را مشاهده كند كه حرامهاي خدا را حلال ميسازد ، عهد و پيمان الهي را زير پا ميگذارد ، با سنّت و قانون پيامبر مخالفت ميورزد ، با بندگان خدا با دشمني و از سرِ گناه رفتار مينمايد ، ولي در برابر چنين حاكمي با زبان و عمل نشورد و قيام نكند ، بر خداوند است كه او را با همان ستمگران در يك جايگاه عذاب كند . مردم ! آگاه باشيد كه اينان ( امويان ) پيروي از شيطان را بر خود واجب نموده و اطاعت خدا را ترك كردهاند ، و فساد را ترويج نموده و حدود الهي را تعطيل كردهاند و اموال عمومي را به خود اختصاص دادهاند و حرام خدا را حلال نموده و حلال او را حرام نساختهاند ، و من شايستهترين كسي هستم كه اين وضع را تغيير دهم .» ( تاريخ الطبري – ج 5 – ص 403)
حضرت ابا عبدالله الحسين و ياران باوفايشان نمونهاي كامل از يك جامعة ظلم ستيز را تشكيل دادهاند . بطوريكه ثمرات اين حركت عظيم براي تمام انسانهاي با ايمان در تمام دنيا، سرمشقي حركت آفرين بوده است .
عزّت و آزادگي :
آزادگي، نوعي حريّت انساني و رهائي انسان، از قيد و بندهاي ذلت آور و حقارت بار است. جامعهاي كه اعتقاد به خدا سنگ زيرين آن است؛ با محوريت خدا و اطاعت از انبياء و اولياء عليهم السلام در فكر آباد سازي آخرت خويش به جمع آوري توشة جاوداني ميپردازند و روحي آزاد پيدا ميكنند .
آزادگي به آن است كه انسان كرامت و شرافت خويش را بشناسد و تن به پستي و ذلت و حقارت نفس و اسارت دنيا ندهد . جامعهاي كه روح آزادگي بر آن حاكم شده، در صحنههاي سخت آزمايش و در پيچ و خمها و فراز و نشيبهاي زندگي ، هرگز تن به هيچگونه حقارت و اسارت نميدهد . آزادگان با ايثار جان خويش ، بهاي آزادگي را ميپردازند ، بدون اينكه تن به ذلّت بسپارند . امام حسين عليه السلام سرور آزادگان جهان اينگونه ميفرمايد : « موت في عز خير من حياة في ذل .» ؛ « مرگ با عزت بهتر از زندگي ذليلانه است .» (مناقب ابن شهر آشوب – ج 4 – ص 68 )
تربيت جامعه در بستر حريّت ، بهترين زمينة سير آدمي بسوي كمالات انساني است . كمال تربيت ديني اين است كه انسانها خداوند را از سر حريّت بپرستند، نه از ترس آتش و جهنم و نه به اميد حور و نعيم ؛ و ابا عبدالله الحسين عليه السلام بالاترين بندگي را بندگي آزادگان معرفي كرده و ميفرمايد:«ان قوما عبدوالله رغبة، فتلك عبادة التجار ؛ و ان قوما عبدوالله رهبة، فتلك عبادة العبيد؛ و ان قوما عبدوالله شكرا، فتلك عبادة الاحرار و هي افضل العباده .» ؛ « مردمي خدا را به اميد بخشش پرستيدند، اين پرستش بازرگانان است؛ و گروهي او را از روي ترس عبادت كردند ، اين عبادت بردگان است و گروهي وي را براي سپاس پرستيدند و اين پرستش آزادگان است .» (تحف العقول – ص 175 )
امام حسین علیه السلام ویاران وفادارشان كه آزادگي را منش و روش خود قرار داده بودند، هرگز به دنائت و پستي دنيا دچار نشدند و هرگز به بهانه و طمع كسب بيشتر از مطامع دنيا، اسير آن نگشتند. وقتي افرادی معتقد بخاطر آزادگي استقامت ورزند عزيز و بزرگوار ميشوند .
سراسر حماسة عاشورا آزادي طلبي ، استقامت و عزت نفس است ، چنانچه سيدالشهدا حضرت حسين بن علي عليه السلام آزادگي خود و خاندان طيب و طاهر خويش و همچنين تمامي مومنين و معتقدان راستين و حقيقي را اينگونه به رُخ يزيديان ذليل ميكشد كه : « اين ناپاك و فرزند ناپاك ، مرا بين دو كار مخيّر ساخت ، يا ذلت را بپذيرم و در برابر يزيد تسليم شوم و يا اينكه كشته شده و به حكم شمشير تن دهم ! اما از خاندان پيغمبر ذلت به دور است ، نه خدا براي ما ذلت ميخواهد و نه پيامبر او و نه مردان پاكدل و مؤمن و نه آن دامنهاي منزهي كه ما را در ميان خود پرورانده است.»(تحف العقول – ص 275)
آن حضرت در اوج حريّت و عزت چنين فرمودند : « نه ، به خدا سوگند من دست ذلت به اين ناپاكان نخواهم داد و مانند بندگان در برابر آنها تسليم نميگردم .» (انساب الشراف – بلاذري – ج 3 – ص 188 )
آزادگي و عزّت اباعبدالله الحسین علیه السلام بعنوان دو بال پرواز براي او محسوب ميشدند. بطوريكه، آزادگي او را از هر چه رقيّت و بردگي در پيشگاه شيطان و نفس است رهانده و عزّت، او را در كنف حمايت حق تعالي قرار داده بود.
عزّت در اطاعت است (وسايل الشيعه – ج 11 – ص 9 )وحسین علیه السلام با آزادگي ، خدا را می پرستید و مطيع امر او بود تابا حريت و عزت دو سدّ نفوذ ناپذير در برابر دشمنان شرف و آزادگي ایجاد نماید.واین اطاعت پذیری محض از حق تعالی بود که او را از نگاه تمام تاریخ به عزت طلبی وآزادگی شاخص کرده است.
اصلاحگري :
مُصلحان معتقد، در مقابل هرگونه ظلم، تبعيض و بيعدالتي كه مرهون فساد است كوتاه نميآيند. در حاليكه آنان باور دارند كه جامعه تنها بوسيلة فرا خواندن افراد به نيكيها و باز داشتن آنها از بديها اصلاح خواهد شد .
امر به معروف و نهي از منكر از ويژگيهاي جامعة ايدهآل توحيدي است .در جامعة به ظاهر کوچک حسینی -که از او ویاران وفادار وخانواده اش تشکیل می شد- افراد نسبت به حال يكديگر بيتفاوت نبودند. آنان بطور كلي از هر بدي و منكري بيزاری می جستند . نه خود مرتكب بدي ميشدند و نه منكر و زشتي را از ديگران ميپسندیدند . و در عين حال هم خودشان به معروف روي ميآوردند، دلسوز ديگران بوده و براي آنان نيز جُز خوبي را متصوّر نميشدند .
در جامعة آنروز سال 61 هجری همة افراد، با بصيرت و روشن بيني ، معروف را از منكر تشخيص نمی دادند وتنها عده معدودی سعي داشتند خوبيها را در همه جا عالمگير و بديها را از همه جا ريشه كن كنند . آنان خود حقگرا بودند و در صدد تربيت افراد ، به سوي حق خواهي و حقيقت جويي بودن .
اباعبدالله الحسین علیه السلام از پدربزرگوارشان امير المومنين عليه السلام این سخن را به ديدة بصيرت مينگریستند كه ؛ « لا تتركوا الامر بالمعروف و النهي عن المنكر فيولي عليكم بشراركم ، ثم تدعون فلا يستجاب لكم » « امر به معروف و نهي از منكر را ترك نكنيد . [كه اگر ترك كنيد ] بدها و اشرار شما بر شما مسلط ميگردند ، آنگاه هر چه خدا را بخوانيد جواب ندهد !»( نهج البلاغه – نامة 47 )
حركت اصلاحگري ، گاهي بصورت دفعي و گاهي به صورت تدريجي نتيجه بخش است.در واقعه عاشورا ابا عبدالله الحسين عليه السلام و يارانشان كه فساد و ظلم را در دستگاه اموي مشاهده كرده بودند؛ راه اصلاحگري را چيزي جز حركت دفعي نديدند؛ بطوريكه براي اعادة حكومت توحيدي و برپا شدن حدود الهي در جامعه به قيام اقدام نموده و فرمودند: «و انما خرجت لطلب الاصلاح في امة جدي .» (بحار الانوار – ج 44 – ص 329)
ايشان براي ايجاد اصلاحات در جامعه ، امر به معروف و نهي از منكر را منش خود قرار داده ؛ بطوريكه هنگام وداع با قبر رسول الله براي خروج از مدينه فرمودند : « اللهم و اني احب المعروف و اكره المنكر .» « خدايا من معروف را دوست ميدارم و از منكر بدم ميآيد.» (بحار الانوار – ج 44 – ص 328)
اصلاح گری امام حسین علیه السلام از بعد اعتقادي ، خصلتهاي اخلاقي ، حاكم ساختنِ معيارهاي ارزشي ، ترويج فرهنگ ديني و مبارزه با خرافات و بدعتها و ستمها ، احيا كردن مشي توحيدي و كلمة الله بود .
گسترش فرهنگ جهاد و شهادت :
يك فرد يا يك اجتماع، وقتي زنده است كه«حيات طيّبه»داشته باشد و حيات طيّبه جايي است كه ايمان،عزّت،حريّت، شرافت، وفا و پاكي بر زندگي سايه افكند.به تعبير اميرالمومنين علي عليه السلام:«الموت في حياتكم مقهورين و الحياة في موتكم قاهرين .»؛ «مرگ در زندگي توأم با شكست و زندگي جاويدان، در مرگ پيروزمندانه شماست.»( نهج البلاغه – خطبة 51 )؛زندگي ذليلانه و مقهورانه، مرگ است و حيات،در مرگِ با عزّت و قدرت است.
آنان كه در زندگي ، آزادي را بها ميدهند و در راه اهداف خويش مبارزه ميكنند و سلطة بيداد را نميپذيرند ، ملت زندهاند ، اگر چه در اين راه ، همه كشته شوند.به همين دليل ، شهيد ، زندة جاويد است و با همين فلسفه ، شهداي كربلا حيات جاودانه يافتهاند ، چون حيات را در مرگ و زندگي را در شهادت ديدند .
فرهنگ و تفكّر حاكم بر جامعة معتقد ديني اينست كه شهيد زنده، گواه وشاهد است و هيچ حزن و اندوهي ندارد و اين باور در آحاد جامعه توليد نشاط وسر زندگي ميكند؛ بطوريكه نور يقين و ايمان در چهرة يكايك افراد جامعه مشاهده ميشود . در اين حال در چنين جامعهاي هرگز روح ترس و نگراني ناشي ازقرار گرفتن در وضعيت ناشناخته، ايجاد نميشود. چرا كه آگاهي و دانايي ، آنان را به توانايي و كرامت ميرساند .
زمانيكه جهان بيني و زيربناي فكري و فرهنگي افراد يك اجتماع ، بر اين بنا استوار باشد كه جُز به لقاي وجه پروردگار نينديشند ؛ ارادة او را بر خواست خودمقدم شمارند ؛ در برابر آنچه او براي آنان مقدّر كرده است سر تسليم فرود آوردند ودر برابر هر محنت و مصيبتي كه به آنان ميرسد ، صبوري پيشه كنند : « ما اصاب من مصيبة الا باذن الله و من يومن بالله يهد قلبه »؛« هيچ رنج و مصيبتي نرسد مگر بفرمان خدا و هر كه به خدا ايمان آرد ، خدا دلش را هدايت كند »( تغابن – 11 ) در اين صورت نوع نگرش آنان به حيات دنيايي دگرگون ميشود ، بيآنكه نشاط ، پويايي و بالندگي آنان دچار مخاطره شود .
اجتماعي كه مرگ در راه خدا را شهادت ميداند ، ملّتي دارد كه درك متعاليتري از فلسفه حيات دارد ؛ بطوريكه در راه مكتب و دين حتّي از مرگ استقبال ميكند ودر معامله پر سود با خدا ، تمام هستي خود را ميدهد . « ان الله اشتري من المومنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة يقاتلون في سبيل الله فيقتلون و يقتلون وعدا عليه حقا في التورية و الانجيل و القرآن و من اوفي بعهده من الله فاستبشروا ببيعكم الذي بايعتم به ، و ذلك هو الفوز العظيم .»؛ « خدا جان و مال اهل ايمان را به بهاي بهشت خريداري كرده است . آنها در راه خدا جهاد ميكنند كه دشمنان دين را بقتل رسانند و يا خود كشته شوند . اين وعدة قطعي است بر خدا و عهدي است كه در تورات و انجيل و قرآن ياد فرموده و از خدا با وفاتر بعهد كيست . اي اهل ايمان شما بخود در اين معامله بشارت دهيد كه اين معاهده با خدا به حقيقت سعادت و پيروزي بزرگي است .»( توبه – 111)
ملّتهاي شهادت طلب هرگز تن به هيچ ذلّتي نميدهند تا حق و فضيلت با تمام ابعادش در دنيا حاكم شود . يكي از كوششهاي اصلي نبي اكرم صلي الله عليه و آله در ده سال حكومت در مدينه كه دورة شهادتهاي متعدد است؛ ايجاد همين فرهنگ بود.او در اين راه بسيار موفق بود، زيرا از انسانهايي كه جز مفاخرات فردي و خوني چيزي نميفهميدند، مرداني ساخت كه«شهادت»در راه خدا برايشان آرزو بود و زناني كه اندك مسامحهاي را بر همسران، فرزندان و خويشاوندانشان در جهاد در راه خدا نميپذيرفتند و با لبخند از جنازة شهيدانشان استقبال ميكردند .
این روحیه شهادت طلبی که اباعبدالله الحسین علیه السلام از جد بزرگوارشان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به ارث برده بود، در خانواده اش نیز منتقل شده بود.بگونه ای که زنان وکودکان نیز در تشویق مردان به جهاد ومبارزه واستقبال از شهادت نقش بسزایی داشتند.چرا که روحية شهيد پروري در زنان مكمل روح شهادت طلبي در مردان بوده است.
شهدا منشأ اثر ، حركت ، بيداري و ارشادند و مشعل هدايت و راهگشاي انسانها به سوي نورند . عاشورائيان نمادهاي جامعة پويا و سردمداران جهاد و شهادت در طول تاريخند . بطوريكه اعتقادات راستين و ايمان راسخ آنان به گونهاي با گوشت و خونشان درآميخته بود كه به سرحدّ غيرتمندي رسيدند . در اين حال ، هرگز به ستم و فساد راضي نشدند و با تزريق خود به پيكر جامعه و وارد كردن شوك و برانگيختن حساسيتهاي ديني و انساني ممات جمع را به حيات ابد بدل كردند . در كربلا ، آنچه در جبهة ابا عبدالله الحسين مشاهده ميشد ، تأثيرگذاري عقيده در عمل آنان بود . اگر به خداي يگانه عقيده داشتند ، رضاي او را با شهادت ، ميجستند . اگر به معاد باور داشتند ؛ به سعادت اخروي ميانديشيدند . هر چند در دنيا خودشان كشته شوند و خانوادههايشان به اسارت گرفته شود.
جامعة آرماني كه روح توحيد بر كالبدش دميده است ؛ در كربلا به منسة ظهور ميرسد و از آن پس جوامعي كه با عقيدهمندي به جامعة عاشورايي سيد الشهدا عليه السلام بعنوان الگو مينگرند ؛ خود صحنة آزمون ميشوند . همانگونه كه خداوند ميفرمايد : « احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا امنا و هم لا يفتنون – و لقد فتنا الذين من قبلهم فليعلمن الله الذين صدقوا و ليعلمن الكاذبين .»؛ « آيا مردم پنداشتند كه بِصِرف اينكه گفتند ايمان به خدا آورديم؛ رها شوند و بر اين دعوي هيچ امتحانشان نكنند و ما اممي را كه پيش از اينان بودند به امتحان و آزمايش آورديم تا خدا دروغگويان را از راستگويان كاملاً معلوم كند .»( عنكبوت – 2 ، 3)
یارب الحسین بحق الحسین اشف صدرالحسین بظهورالحجت ابن الحسن.

کودکان ایران اسلامی آمده اند تا بگویند ما از کودکان غزه حمایت می کنیم.
حاشا به بی غیرتی دولتهای عربی وغربی و آدمهای بی وجدانی که با سکوتشان بر جنایات اسرائیل صحه می گذارند.
مقام معظم رهبری:همهی مجاهدان فلسطین و همهی مؤمنان دنیای اسلام به هر نحو ممكن موظف به دفاع از
زنان و كودكان و مردم بیدفاع غزهاند و هر كس در این دفاع مشروع و مقدس كشته شود شهید است و امید آن
خواهد داشت كه در صف شهدای بدر و اُحد در محضر رسولالله صلیاللهعلیهوآله محشور شود.

![]()
![]()
![]()
![]()

کودک فلسطینی ! آرام بخواب . من این شمعها را برایت روشن نگه میدارم تا از سرما و تاریکی و گرسنگی نترسی.

الیس صبح بقریب. صبح پیروزی نزدیک است.
پیام کودکان تهرانی:
کودک فلسطینی! ناراحت نباش که سران مصر
تونلهای کمک رسانی به شما را بسته اند. من بادکنکم را برایت آورده ام فقط گریه نکن.
یاسمین: کودک فلسطینی!من و مادرم آمده ایم که دلداریت دهیم. خدا از اون بالا تو را می بیند.
چشم امیدت به خدا باشد.
مرگ بر اسرائیل. ای اسرائیلی!ما با همین تفنگمان قلبت را نشانه می گیریم.
من از اسرائیلیها متنفرم .
اسرائیل نابود خواهد شد.
ما دخترها هم چیزی از مردها کم نداریم. مهم اینه که توی
رگهامون خون حیدری می جوشه و توی دلهامون محبت حسین بن علی شعله می کشه و در راه
حمایت از مظلومان عالم زهرایی ایستاده ایم.
حضرت آیت الله خامنه ای رهبرمعظم انقلاب اسلامی در پیامی درباره مصیبت هولناک قتل عام مردم مظلوم غزه به دست صهیونیستهای جنایتکار، ضمن محکوم کردن شدید همدستی ننگین دولت جنایتکار بوش با صهیونیستها، سکوت و بی اعتنایی سازمانهای جهانی و برخی دولتهای عربی را زمینه ساز این جنایات خواندند و با اعلام روز دوشنبه (فردا) به عنوان عزای عمومی همه مجاهدان فلسطینی، ملتهای مسلمان و آزادیخواه، علما، روشنفکران و رسانه های جهان اسلام را به ادای مسئولیت بسیار سنگین خود در مقابله با جنایات صهیونیزم خونخوار فراخواندند.
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
جنایت هولناك رژیم صهیونیستی در غزه و قتلعام صدها مرد و زن و كودك مظلوم، بار دیگر چهرهی خونخوار گرگهای صهیونیست را از پشت پردهی تزویرِ سالهای اخیر بیرون آورد و خطر حضور این كافر حربی را در قلب سرزمینهای اُمت اسلام، به غافلان و مسامحهكاران گوشزد كرد. مصیبت این حادثهی هولناك برای هر مسلمان بلكه برای هر انسان با وِجدان و با شرف در هر نقطهی جهان بسی گران و كوبنده است، ولی مصیبت بزرگتر سكوت تشویقآمیز برخی دولتهای عربی و مدّعی مسلمانی است. چه مصیبتی از این بالاتر كه دولتهای مسلمان كه باید در برابر رژیم غاصب و كافر و محارب، از مردم مظلوم غزه حمایت میكردند، رفتاری پیشه كنند كه مقامات جنایتكار صهیونیست، گستاخانه آنها را هماهنگ و موافق با این فاجعهآفرینیِ بزرگ معرفی كنند؟
سران این كشورها چه جوابی در برابر رسولالله صلیاللهعلیهوآله خواهند داشت؟ چه جوابی به ملتهای خود كه یقیناً عزادار این فاجعهاند خواهند داد؟ به یقین امروز دل مردم مصر و اردن و سایر كشورهای اسلامی از این كشتار، پس از آن محاصرهی طولانی غذائی و داروئی لبالب از خون است.
دولت جنایتكار بوش در واپسین روزهای حكمرانی ننگین خود با همدستی در این جنایت بزرگ، رژیم آمریكا را بیش از پیش روسیاه كرد و پروندهی جرائم خود را به عنوان جنایتكار جنگی قطورتر ساخت. دولتهای اروپائی با بیتفاوتی و شاید همراهی خود در این فاجعهی بزرگ، یكبار دیگر دروغ بودن ادعاهای طرفداری از حقوق بشر را ثابت كردند و شركت خود در جبههی ضدیت با اسلام و مسلمین را نشان دادند. اكنون سئوال من از علماء و روحانیون جهان عرب و رؤسای ازهر مصر این است كه آیا هنگام آن نرسیده است كه برای اسلام و مسلمین احساس خطر كنید؟ آیا هنگام آن نرسیده است كه به واجب نهی از منكر و كلمةُ حقٍ عندَ امامٍ جائر عمل كنید؟
آیا عرصهی دیگری عریانتر از آنچه در غزه و فلسطین در جریان است در همدستی كُفار حربی با منافقان امّت برای سركوب مسلمانان لازم است، تا شما احساس تكلیف كنید؟
سئوال من از رسانهها و روشنفكران جهان اسلام و بویژه جهان عرب آن است كه تا چه هنگام به مسئولیت رسانهئی و روشنفكری خود بیتفاوت خواهید ماند؟ آیا سازمانهای حقوق بشرِ رسوای غرب و شورای باصطلاح امنیت سازمان ملل بیش از این هم ممكن است رسوا شوند؟
همهی مجاهدان فلسطین و همهی مؤمنان دنیای اسلام به هر نحو ممكن موظف به دفاع از زنان و كودكان و مردم بیدفاع غزهاند و هر كس در این دفاع مشروع و مقدس كشته شود شهید است و امید آن خواهد داشت كه در صف شهدای بدر و اُحد در محضر رسولالله صلیاللهعلیهوآله محشور شود.
سازمان كنفرانس اسلامی باید در این شرائط حساس به وظیفهی تاریخی خود عمل كند و جبههی یكپارچهئی به دور از ملاحظهكاری و انفعال، در برابر رژیم صهیونیستی تشكیل دهد. باید رژیم صهیونیستی به وسیلهی دولتهای مسلمان مجازات شود. سران آن رژیم غاصب باید به جرم این جنایت و نیز محاصرهی طولانی مدّت، شخصاً محاكمه و مجازات شوند.
ملّتهای مسلمان میتوانند با عزّم راسخ خود این مطالبات را تحقّق بخشند و وظیفهی سیاستمداران و علما و روشنفكران در این بُرهه بسی سنگینتر از دیگران است.
اینجانب به مناسبت فاجعهی غزه روز دوشنبه را عزای عمومی اعلام میكنم و مسئولان كشور را به ادای وظائف خود در این حادثهی غمانگیز فرا میخوانم.
وَ سَیعلَمُ الذین ظَلَموا اَیّ مُنقلبٍ یَنقلبون.
سيّدعلي خامنهاي
8/دی/1387
29/ذیالحجةالحرام/1429
منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
نسيمي جانفزا مي آيد
بوي كرببلا مي آيد
گمانم آنكه به حج رفته بود باز آيد
امام كعبه و زمزم،امام سعي و صفا
به قتلگاه به شوق نماز مي آيد
آيا ما هم براي ياري او آماده ايم!؟
براي اينكه ما هم در زمره اصحاب و ياران حضرتش باشيم، بايدكه بيشتر آن حضرت را بشناسيم.و با قيام حسيني آشنا شويم.آنوقت براي او بهتر و پر شكوه تر اقامه عزا خواهيم كرد. چرا كه:
همانا محبت حسین در دلهای مؤمنین نهفته است وهرگز از بین نمی رود.(قال رسول الله صلی الله علیه وآله)
امتیازات امام حسین علیه السلام:
همانا خداوند در عوض شهادت سالار شهیدان ،چهار امتیاز به او کرامت فرمود:
1. در تربت او شفا قرار داد.
2. دعا در زیر قبه مطهرش را مستجاب خواهد ساخت.
3. امامان معصوم بعد از او از نسل او خواهند بود.
4. مدت رفت وبرگشت وروزهای زیارت قبر ابی عبدالله علیه السلام جزء عمر آنان محسوب نخواهد شد.(قال الصادق علیه السلام،خصایص الحسینیه،ص140)
گزيده اي از بيانات استاد شهيد مرتضي مطهري درباره امام حسين عليه السلام: 
-
امام حسين عليه السلام به واسطه شخصيت عاليقدرش ،و به واسطه شهادت قهرمانانه اش مالك قلبها و احساسات صدها ميليون انسان است. اگر كساني كه بر اين مخزن عظيم و گرانقدر احساسي و روحي گمارده شدند(يعني رهبران مذهبي) بتوانند از اين مخزن عظيم در جهت همشكل كردن و همرنگ كردن و هم احساس كردن روحها با روح عظيم حسيني بهره برداري صحيح كنند، جهان اصلاح خواهد شد.[1]
-
علت اينكه در روايات داريم امام حسين عليه السلام از خلق كثيري شفاعت مي كند اين است كه در اين جهان، مكتب امام حسين عليه السلام بيش از هر مكتبي موجب احياي دين وهدايت مردم شده است... امام حسين عليه السلام شفيع كساني است كه از مكتب او هدايت يافته اند. او شفيع كساني نيست كه مكتبش را وسيله گمراهي ساخته اند.[2]
-
در شرايط خشن يزيدي ، در حزب حسيني ها شركت كردن و تظاهر به گريه كردن بر شهدا نوعي اعلام وابسته بودن به گروه اهل باطل و در حقيقت نوعي از خود گذشتگي است. اينجاست كه عزاداري حسين بن علي يك حركت است، يك موج است، يك مبارزه اجتماعي است.(نهضتهاي اسلامي، ص79)
-
اين حادثه عاشورا داراي دو صفحه است، دو چهره دارد: يك صفحه سياه و يك صفحه سفيد؛ سكه اي است كه دو رو دارد: در يك طرف ظلم و جنايت و بي رحمي و نامردي و قساوت است... طرف ديگر آن از درخشان ترين صفحات تاريخ است. در آن صفحه، ما ايمان مي بينيم و حقيقت و توكل و مجاهدت و صبر و رضا. قهرمان اين صفحه خود امام حسين ، برادران امام حسين ، فرزندان امام حسين، برادر زادگان امام حسين، و اصحاب امام حسين هستند.[3]

-
حادثه امام حسين گويي براي ايجاد يك نمايش حماسي و پرخاشگري و تراژدي و وعظي و عشق الهي و مساوات اسلامي و عواطف انساني ، همه در آخرين اوج به وسيله قهرمانهاي مختلف از پير و جوان، زن ومرد، آزاد و برده و يا آزاد شده، بالغ و كودك به وجود آمده و همه ابعاد اسلام را هم نشان مي دهد... مثلاً ايثار (داستان بوالفضل عليه السلام)، فداكاري و سبقت در آن. اين است معني جامع بودن قيام حسيني.[4]
-
ما حسين عليه السلام را به صورت يك فرد كه منظورش انجام تقاضاهاي شخصي خود است نمي بينيم. ما او را يك روح كلي مي بينيم كه قبل از وقت در فكر ما بوده، پس او از ماست و ما از او هستيم، او از بشريت است و بشريت از اوست، او با روح ما و سرنوشت ما آميخته است. ما از او {هستيم}و او از ماست.[5]
- ... اينكه مي گويند حسين بن علي چه كرد و چطور شد كه دين اسلام زنده شد، جوابش همين است كه حسين بن علي روح تازه دميد، خونها را به جوش آورد، غيرتها را تحريك كرد، عشق و ايده آل به مردم داد، حس استغناء در مردم به وجود آورد، درس صبر وتحمل و برباري و مقاومت و ايستادگي در مقابل شدايد به مردم داد، ترس را ريخت.[6]
-
- شعارهاي اباعبدالله، شعار احياي اسلام است؛ اين است كه چرا بيت المال مسلمين را يك عده به خودشان اختصاص داده اند؟ چرا حلال خدا را حرام و حرام خدار ا حلال مي كنند؟ چرا مردم را دو دسته كرده اند، مردمي كه فقير ر و دردمندند، و مردمي كه از پرخوري نمي توانند از جايشان بلند شوند؟[7]
- شعارهاي اباعبدالله، شعار احياي اسلام است؛ اين است كه چرا بيت المال مسلمين را يك عده به خودشان اختصاص داده اند؟ چرا حلال خدا را حرام و حرام خدار ا حلال مي كنند؟ چرا مردم را دو دسته كرده اند، مردمي كه فقير ر و دردمندند، و مردمي كه از پرخوري نمي توانند از جايشان بلند شوند؟[7]
بزرگترين درس قيام حضرت اباعبدالله الحسين اين بود كه در برابر ظلم و ذلت سكوت نكنيم:«هيهان من الذله» و امروز مظلومان در سراسر جهان از ظلم و جور ظالمان به تنگ آمده اند . آيا وقت آن نرسيده تا بيدار شويم و به فرياد رسي مظلومان جهان مخصوصا كودكان غزه بپا خيزيم.آيا وقت آن نرسيده تا به مولايمان حضرت ولي عصر عجل الله و صاحب زمانمان نشان دهيم كه در ركابش هستيم ؟
كجاست قطع كننده ريشه ظلم و ستم؟
نقطه گم شده اي از پر پرواز كم است
يازده بارشمرديم ولي باز كم است
اين همه آب كه اقيانوس است
عرق شرم زمين است كه سرباز كم است
يا رب الحسين بحق الحسين اشف صدر الحسين بظهور الحجه. آمين
. (استادشهيد مرتضي مطهري،قيام وانقلاب مهدي (عج)، ص101)[1]



